دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٢٢
٧ - عدانى دم لي طلّ
بالطّفّ إن أرى ***** شجيّا أبكّى أربعا و طلولا
٨ - مصاب أذا قابلت بالصبر غربه ***** وجدت كثيرى فى العزاء قليلا
٩ - ورزء حملت الثّقل منه كأنّنى ***** مدى الدهر لم أحمل سواه ثقيلا
١٠ - وجدتم عداة الدين بعد محمّد ***** إلى كلمه فى الأقربين سبيلا
٦ - با رقيب برگو كه بر كاشانهى معشوق مىگريد و مىنالد.
٧ - من از ناله و زارى بر اين لانه و كاشانه معذورم، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پامال ستم گشت.
٨ - داغى بر اين دل نشست كه هرچند در برابر آن صبر و تحمّل ورزم، قرار و آرام نيابم.
٩ - بار گران اين مصيبت پشتم شكست، تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيدهام.
١٠ - و شما اى دشمنان حقيقت، بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين
خود را از خاندان او بازگرفتيد.
١١ - و أيّكم ما عزّ
فينا بدينه؟ ***** و قد عاش دهرا قبل ذاك ذليلا
١٢ - فقل لبني حرب و آل أميّة ***** إذا كنت ترضى ان تكون قؤولا
١٣ -: سللتم على آل النّبىّ سيوفه ***** ملئن ثلوما في الطلى و فلولا
١٤ - و لم تغدروا إلا بمن كان جدّه ***** إليكم لتحظوا بالنّجاة رسولا
١٥ - نساء رسول اللّه عقر دياركم ***** يرجّعن منكم لوعة و عويلا
١١ - مگر نه اين بود كه در سايهى آئين محمد به دولت رسيديد؟ پيش
از آن خوار و ذليل بوديد.
١٢ - خاندان اميه، فرزندان حرب را برگو، اگر توانى زبان از كام بركشى:
١٣ - با شمشير محمّد چندان بر سر خاندانش نواختيد، تا دست و شمشير كندى گرفت.
١٤ - با كسى راه مكر و فسون گرفتيد كه جدّش رهبر نجاتبخش شما بود.
١٥ - پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند، و جز
شيون و افغان پناهى نداشتند.
١٦ - لهنّ ببوغاء الطفوف
أعزّة ***** سقوا الموت صرفا صببة و كهولا
١٧ - كأنّهم نوّار روض هوت به ***** رياح جنوبا تارة و قبولا
١٨ - و أنجم ليل ماعلون طوالعا ***** لأعيننا حتّى هبطن أفولا
١٩ - فأى بدور ما محين ما بكاسف؟! ***** و أى غصون مالقين ذبولا؟!
٢٠ - أمن بعد أن اعطيتموه عهودكم ***** خفافا الى تلك العهود عجولا
٢١ - رجعتم عن القصد المبين تناكصا ***** و حلتم عن الحقّ المنير حؤولا
١٦ - طوفان كربلا فرو نشست، جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود.
١٧ - چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد، و گلهاى آنرا پرپر كند.
١٨ - و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند.
١٩ - چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد؟ و چه سروهاى آزاده كه فرو نيفتاد؟
٢٠ و ٢١ - از آن پس كه با شتاب عهد و پيمان خود استوار كرديد، آن
را به پشت برانداختيد و از راه حق كناره گرفتيد.
٢٢ - و قعقعتم أبوابه
تختلونه ***** و من لم يرد ختلا أصاب ختولا