تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥
و گاه گفته شده: زوار خانه خدا در آنجا يكديگر را مىبينند و مىشناسند و تفسيرهاى ديگر. «١»- «٢»
ولى بعيد نيست اين نامگذارى اشاره به حقيقت ديگرى باشد و آن اين كه اين سرزمين، محيط بسيار آمادهاى براى معرفت پروردگار و شناسائى ذات پاك اوست.
و به راستى آن جذبه معنوى و روحانى كه انسان به هنگام ورود در عرفات پيدا مىكند، با هيچ بيان و سخنى قابل توصيف نيست- بايد رفت و مشاهده كرد- همه، يك شكل، همه يكنواخت، همه بياباننشين، همه از هياهوى شهر و از هياهوى دنياى مادى و زرق و برقش فرار كرده، در زير آن آسمان نيلى گرد آمدهاند،- در آن هواى آزاد و پاك از آلودگى گناه- در آنجا كه فرشته وحى بال و پر مىزند، در آنجا كه از لابلاى نسيمش صداى زمزمه جبرئيل و آهنگ مردانه ابراهيم خليل عليه السلام و طنين حيات بخش صداى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مجاهدان صدر اسلام شنيده مىشود.
در اين سرزمين خاطرهانگيز كه گويا دريچهاى به جهان ماوراى طبيعت در آن گشوده شده، انسان نه تنها از نشئه عرفان پروردگار سر مست مىشود و لحظهاى با زمزمه تسبيح عمومى خلقت هماهنگ مىگردد، كه در درون وجود خود؛ خودش را هم كه عمرى است گم كرده و به دنبالش مىگردد، پيدا مىكند، به حال خويشتن نيز عارف مىگردد و مىداند او آن كس نيست كه شب و روز در تلاش معاش حريصانه كوه و صحرا را زير پا مىگذارد، و هر چه مىيابد عطشش