تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٨
٦٤ قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
ترجمه:
٦٤- بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعض ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد». هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد:
«گواه باشيد كه ما مسلمانيم»!
تفسير:
دعوت به سوى وحدت
قرآن نخستين بار، در ضمن آيات گذشته مسيحيان را دعوت به استدلال منطقى كرد، و پس از مخالفت، دعوت به مباهله نمود و چون دعوت به مباهله به مقدار كافى در روحيه آنها اثر گذاشت، به دليل اين كه حاضر به مباهله نشدند و شرايط ذمه را پذيرفتند، بار ديگر از اين آمادگى روحى استفاده كرده، مجدداً شروع به استدلال مىكند، ولى اين استدلال با استدلالات سابق تفاوت فراوان دارد.
در آيات گذشته دعوت به سوى اسلام با تمام خصوصيات بود ولى در اين آيه دعوت به نقطههاى مشترك ميان اسلام و آئينهاى اهل كتاب است.
روى سخن را به پيامبر كرده، مىفرمايد: «بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما مشترك است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى