تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥
رستاخيز همچون فرزندى كه كوچك است و سپس بزرگ مىشود پرورش مىيابد، و به صورت انسان كاملى محشور مىگردد، اين نوع تكامل و پرورش به هنگام رستاخيز هيچ اشكال عقلى و نقلى ندارد.
آيا اين پرورش هنگام رستاخيز فورى است يا تدريجى؟ بر ما روشن نيست، اما اين قدر مىدانيم: هر كدام باشد هيچ اشكالى توليد نمىكند و در هر دو صورت مسأله حل شده است.
تنها در اينجا يك سؤال باقى مىماند و آن اين كه اگر تمام بدن انسانى از اجزاء ديگرى تشكيل شده باشد، در آن صورت تكليف چيست؟
پاسخ اين سؤال نيز روشن است كه: چنين چيزى اصولًا محال مىباشد؛ زيرا مسأله «آكل و ماكول» فرع بر اين است كه بدنى اول موجود باشد و از بدن ديگر تغذيه كند و پرورش يابد، و با توجه به اين موضوع، چگونه ممكن است تمام ذرات بدن اول از بدن دوم تشكيل گردد؟ بايد بدنى قبلًا فرض كنيم تا از بدن ديگرى بخورد، بنابراين بدن ديگر حتماً جزء او خواهد شد نه كل او (دقت كنيد).
با توجه به آنچه گفتيم روشن مىشود: مسأله معاد جسمانى با همين بدن هيچگونه اشكالى توليد نمىكند، و نيازى به توجيه آياتى كه صريحاً اين مطلب را ثابت كرده است نداريم.
***