تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
در اين مدت طولانى، سادهتر از زنده كردن مردگان نيست. «١»
در اين كه اين غذا و نوشيدنى چه بوده در آيه منعكس نيست، بعضى غذاى او را انجير و نوشيدنى او را يك نوع آبميوه ذكر كردهاند «٢» و مىدانيم كه هر دو بسيار زود فاسد مىشوند، و بقاى آنها در مدت طولانى موضوع مهمى است، بعضى هم آن را انگور و شير ذكر كردهاند. «٣»
سپس مىافزايد: «ولى نگاه به الاغ خود كن! (كه چگونه از هم متلاشىشده آن را زنده مىكنيم براى اين كه اطمينان به زندگى پس از مرگ پيدا كنى) و تو را نشانهاى براى مردم قرار دهيم» «وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ».
البته قرآن بيش از اين چيزى درباره مركب آن پيامبر نگفته، اما از جملههاى بعد استفاده مىشود: مركب او با گذشت زمان به كلى متلاشى شده بود و تنها استخوانهاى پوسيدهاى از آن باقى مانده بود؛ زيرا در غير اين صورت هيچگونه نشانهاى براى گذشت يكصد سال وجود نداشت و اين خود عجيب است:
حيوانى كه امكان عمر نسبتاً طولانى دارد اين چنين از هم متلاشى شود، اما ميوه و آب ميوه يا شير كه به سرعت بايد فاسد شود كمترين تغييرى در طعم و بوى آن حاصل نگردد، و اين، نهايتِ قدرتنمائىِ خدا در امر حيات و مرگ است.
به هر حال، در تكميل همين مسأله مىافزايد: «به استخوانها نگاه كن! (كه از مركب سواريت باقى مانده) و ببين چگونه آنها را بر مىداريم و به هم پيوند مىدهيم و گوشت بر آن مىپوشانيم»! «وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ