تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
٥- معاد جسمانى
بيشتر آياتى كه در قرآن مجيد درباره رستاخيز وارد شده توضيح و تشريحى براى «معاد جسمانى» است، اصولًا كسانى كه با آيات معاد در قرآن سر و كار دارند، مىدانند معاد در قرآن جز به شكل «معاد جسمانى» عرضه نشده است، به اين معنى كه به هنگام رستاخيز هم اين «جسم» باز مىگردد و هم «روح و جان»، و لذا در قرآن از آن به احياء موتى: «زنده كردن مردگان» تعبير شده است و اگر رستاخيز تنها جنبه روحانى داشت، زنده كردن اصلًا مفهومى نداشت.
آيه مورد بحث، نيز با صراحت تمام موضوع بازگشت اجزاى پراكنده همين بدن را مطرح مىكند، كه ابراهيم عليه السلام با چشم خود نمونه آن را ديد.
***
٦- شبهه آكل و مأكول
از شرحى كه سابقاً درباره انگيزه تقاضاى ابراهيم عليه السلام نسبت به مشاهده صحنه زنده شدن مردگان ذكر كرديم (داستان افتادن مرده حيوانى در لب دريا و خوردن حيوانات دريا و خشكى از آن) استفاده مىشود كه بيشتر توجه ابراهيم عليه السلام در اين تقاضا به اين بوده كه: چگونه بدن حيوانى كه جزء بدن حيوانات ديگر شده، مىتواند به صورت اصلى باز گردد؟ و اين همان است كه ما در علم عقايد از آن به عنوان «شبهه آكل و مأكول» نام مىبريم.
توضيح اين كه: در رستاخيز، خدا انسان را با همين بدن مادى باز مىگرداند، و به اصطلاح هم جسم انسان و هم روح انسان بر مىگردد.
اكنون اين «سؤال» پيش مىآيد كه: اگر بدن انسانى خاك شد، و به وسيله ريشه درختان جزء گياه و ميوهاى گرديد، و انسان ديگرى آن را خورده و جزء بدن او شد، يا فى المثل اگر در سالهاى قحطى، انسانى از گوشت بدن انسان