تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
نقشى به خود نمىگيرد- زده مىشود: «كه كرده است در آب صورتگرى»؟!.
قابل توجه اين است: هنگامى كه عمل لقاح انجام شد، و جنين به صورت نخستين خود در آمد، خيلى سريع با تقسيم و افزايش تصاعدى، به شكل يك دانه ميوه توت كه دانههاى آن به هم متصل است مىشود كه آن را «مرولا» مىنامند، همزمان با اين پيشرفت، لخته خونى به نام جفت در كنار آن در حال تكامل است.
جفت از يك طرف با دو شريان و يك وريد به قلب مادر اتصال دارد و از طرف ديگر با جنين از راه بند ناف ارتباط داشته و جنين از تمام مواد غذائى كه در خون جفت موجود است تغذيه مىنمايد.
كم كم بر اثر تغذيه و تكامل و روى آوردن سلولها به خارج، «مرولا» تو خالى مىشود كه آن را «بلاستولا» مىنامند.
طولى نمىكشد كه شماره سلولهاى «بلاستولا» زياد شده تشكيل يك كيسه دو ديواره مىدهد و سپس فرورفتگى پيدا مىكند و در نتيجه جنين به دو ناحيه «سينه» و «شكم» تقسيم مىشود.
جالب اين كه: تا اين مرحله تمام سلولها به يكديگر شبيه هستند و از نظر ظاهر اختلافى ندارند، ولى از اين مرحله به بعد صورتگرى جنين آغاز مىشود و در اجزاى آن به تناسب كارهائى كه در آينده بايد انجام بدهند، تغييراتى صورت مىگيرد، بافتها و دستگاههاى مختلف ظاهر مىشوند و هر گروه از سلولها عهدهدار ساختن يكى از دستگاههاى بدن، مانند: دستگاه اعصاب، گردش خون، گوارش و ... مىشوند، در نتيجه، جنين پس از اين مراحل در مخفىگاه رحم، به صورت انسانى موزون صورتگرى مىشود (شرح تكامل جنين و مراحل مختلف آن به خواست خداوند در ذيل آيه ١٢ سوره «مؤمنون» خاطر