تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٢
٤٧ قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه:
٤٧- (مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است»؟! فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مىآفريند! هنگامى كه چيزى را مقرر دارد. فقط به آن مىگويد: «موجود باش»! آن نيز فوراً موجود مىشود.
تفسير:
چگونه بدون همسر فرزند مىآورم؟!
باز در اين آيه، داستان مريم عليها السلام ادامه مىيابد، او هنگامى كه بشارت تولد عيسى عليه السلام را شنيد، چنين «گفت: پروردگارا! چگونه فرزندى براى من خواهد بود، در حالى كه هيچ انسانى با من تماس نگرفته»؟ و هرگز همسرى نداشتهام؟
«قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني بَشَرٌ».
مىدانيم اين جهان، جهان اسباب است، و خداوند آفرينش را چنان قرار داده كه هر موجودى به دنبال يك سلسله عوامل و اسباب، پا به دائره وجود مىگذارد، مثلًا براى تولد يك فرزند، آميزش جنسى و ازدواج و تركيب «اسپرم» و «اوول» لازم است، بنابراين، جاى تعجب نيست كه مريم با شنيدن اين بشارت كه به زودى صاحب فرزندى خواهد شد در شگفتى فرو رود.
ولى خداوند به اين شگفتى پايان داده، «فرمود: اين گونه خدا هر چه را