تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣
عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ».
از اين آيه، به خوبى استفاده مىشود: انفاق در راه خدا در صورتى در پيشگاه پروردگار مورد قبول واقع مىشود كه، به دنبال آن منت و چيزى كه موجب آزار و رنجش نيازمندان است نباشد.
بنابراين، كسانى كه در راه خداوند بذل مال مىكنند ولى به دنبال آن منت مىگذارند، يا كارى كه موجب آزار و رنجش است مىكنند، در حقيقت با اين عمل ناپسند اجر و پاداش خود را از بين مىبرند.
آنچه در اين آيه بيشتر جلب توجه مىكند اين است كه: قرآن در واقع سرمايه زندگى انسان را منحصر به سرمايههاى مادى نمىداند، بلكه سرمايههاى روانى و اجتماعى را نيز به حساب آورده است.
كسى كه چيزى به ديگرى مىدهد و منتى بر او مىگذارد و يا با آزار خود او را دل شكسته مىسازد، در حقيقت چيزى به او نداده است؛ زيرا اگر سرمايهاى به او داده، سرمايهاى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقيرها و شكستهاى روحى به مراتب، بيش از مالى باشد كه به او بخشيده است.
بنابراين، اگر چنين اشخاصى اجر و پاداش نداشته باشند، كاملًا طبيعى و عادلانه خواهد بود بلكه مىتوان گفت: چنين افرادى در بسيارى از موارد بدهكارند نه طلبكار؛ زيرا آبروى انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است.
نكته ديگر اين كه: منت گذاردن و اذيت كردن در آيه با كلمه «ثُمَّ» كه معمولًا براى فاصله بين دو حادثه (و به اصطلاح براى تَراخى) است ذكر شده، از اين رو معنى آيه چنين مىشود: كسانى كه انفاق مىكنند و بعداً منتى نمىگذارند و آزارى نمىرسانند، پاداش آنها نزد پروردگار محفوظ است.