تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
موسى عليه السلام در واپسين روزهاى عمر خود، الواح مقدس را كه احكام خدا بر آن نوشته شده بود به ضميمه زره خود و يادگارهاى ديگرى در آن نهاد، و به وصى خويش «يوشع بن نون» سپرد. «١»
و به اين ترتيب، اهميت اين صندوق در نظر بنىاسرائيل بيشتر شده و لذا در جنگهائى كه ميان آنان و دشمنان واقع مىشد آن را با خود مىبردند، و اثر روانى و معنوى خاصى در آنها مىگذارد.
لذا گفتهاند: تا هنگامى كه اين صندوق خاطرهانگيز با آن محتويات مقدس در ميانشان بود، با سربلندى زندگى مىكردند.
ولى تدريجاً مبانى دينى آنها ضعيف شد و دشمنان بر آنها چيره شدند و آن صندوق را از آنها گرفتند، اما «اشموئيل» طبق آيات مورد بحث، به آنها وعده داد كه به زودى صندوق عهد، به عنوان يك نشانه بر صدق گفتار او به آنها باز خواهد گشت.
از جمله «فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ» بر مىآيد كه:
اولًا- صندوق عهد، همان طور كه گفتيم، محتوياتى داشت كه جمعيت بنىاسرائيل را آرامش مىبخشيد و در حوادث گوناگون نفوذ معنوى و اثر روانى در آنها داشت (فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ).
ثانياً- قسمتى از يادگارهاى خاندان موسى عليه السلام و خاندان هارون عليه السلام نيز بعدها به محتويات آن افزوده شده بود.
بايد توجه داشت «سَكِيْنَةٌ» از ماده «سُكُون» به معنى آرامش است و منظور از آن در اينجا آرامش دل و جان مىباشد.