تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣
گرديد. «١»
تفسير:
چرا تسليم حق نيستند؟
به دنبال آيات گذشته، كه سخن از محاجّه و بحث و گفتگوهاى لجوجانه گروهى از اهل كتاب به ميان بود، در اين آيات، روشن مىسازد كه آنها تسليم پيشنهادهاى منطقى نبودند، و انگيزههاى اين عمل و نتايج آن را نيز بازگو مىكند.
در آيه نخست مىفرمايد: «آيا مشاهده نكردى كسانى را كه بهرهاى از كتاب آسمانى داشتند و دعوت به سوى كتاب الهى شدند تا در ميان آنها داورى كند، ولى عدهاى از آنها روى گردانيدند و از قبول حق اعراض نمودند»؟ اين در حالى بود كه كتاب آسمانى آنها حكم الهى را بازگو كرده بود و آنها از آن آگاهى داشتند «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ أُوتُوا نَصيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَريقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ».
آرى، آنها به همان حكم موجود در كتاب مذهبى خويش نيز گردن نمىنهادند و با بهانهجوئى و مطالب بى اساس از اجراى حدود الهى سرپيچى مىكردند.
ضمناً، از جمله «أُوتُوا نَصِيْباً مِنَ الْكِتابِ» بر مىآيد كه «تورات» (و