تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠
شأن نزول:
بعضى از مفسران مىگويند: هشتاد و چند آيه از اين سوره، درباره فرستادگان و مسيحيان نجران «١» كه به نمايندگى از طرف آنان براى تحقيق درباره اسلام به «مدينه» آمده بودند، نازل شده است.
فرستادگان، شصت نفر بودند كه چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان «نجران» محسوب مىشدند، سه نفر از اين چهارده نفر، سمت رياست داشتند و مسيحيان آن سامان در كارها و مشكلات خود، به آن سه نفر مراجعه مىكردند، يكى از آنان «عاقِب» بود كه او را «عبد المسيح» نيز مىگفتند.
وى امير و رئيس قوم خود محسوب مىشد، و قوم او هيچ گاه با نظريه و رأى او مخالفت نمىكردند.
ديگرى «سيد» نام داشت كه او را «ايْهَم» نيز مىگفتند، وى سرپرست تشريفات و تنظيم برنامه سفر و مورد اعتماد مسيحيان بود.
نفر سوم، «ابو حارثه» نام داشت كه مردى دانشمند و صاحب نفوذ بود، و كليساهاى متعددى به نام او ساخته بودند، او تمام كتب دينى مسيحيان را حفظ داشت.
اين گروه شصت نفرى در لباس مردان قبيله «بنى كعب» به «مدينه» آمدند و به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدند، پيامبر صلى الله عليه و آله نماز عصر را با مسلمانان خوانده بود، اين شصت نفر لباسهاى زيبا و پر زرق و برق و جالب پوشيده بودند كه به گفته يكى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله «هرگز نديدهايم فرستادگانى به اين زيبائى باشند»!
موقعى كه آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود،