تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢٢
الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ أَبِى طالِبٍ عليه السلام ائْتَمَنَنِي عَلَى السَّيْفِ الَّذِي قَتَلَهُ بِهِ لَا دَّيْتُهُ إِلَيْهِ:
«اداى امانت بر همه شما لازم است، سوگند به خدائى كه محمّد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث كرده است اگر قاتل پدرم حسين بن على بن ابيطالب عليه السلام همان شمشيرى را كه با آن مرتكب قتل او شد، به رسم امانت به من مىسپرد (و من از او مىپذيرفتم) امانت او را ادا مىكردم». «١»
در روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ مُؤَدَّاةً إِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ: «خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اين كه «راستگوئى» و «اداى امانت» جزء برنامههاى او بود، كه هم درباره نيكان و هم بدان بايد رعايت گردد». «٢»
بنابراين، آنچه در آيه فوق در مورد اقدام يهود بر خيانت در امانت و منطق آنها براى توجيه اين خيانت گفته شد به هيچ وجه درباره مسلمانان اجازه داده نشده است و آنها موظفاند در امانات مردم- بدون هيچگونه استثناء- خيانت نكنند. «٣»
***
٢- كلمه «بَلى» در لغت عرب، براى اثبات مطلبى است ولى معمولًا در