تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١
تفسير:
دو مثال جالب در مورد انگيزههاى انفاق
در دو آيه بالا، نخست اشاره به اين حقيقت شده كه: افراد با ايمان نبايد انفاقهاى خود را به وسيله منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.
پس از آن دو مثال جالب براى انفاقهاى آميخته با منت، آزار، رياكارى، خودنمائى و همچنين انفاقهائى كه از ريشه اخلاص، عواطف دينى و انسانى سرچشمه گرفته، بيان مىكند.
مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بخششهاى خود را با منت و آزار باطل نسازيد»! «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الأَذى».
آن گاه اين عمل را تشبيه به انفاقهائى كه توأم با رياكارى و خودنمائى است مىكند، مىفرمايد: «همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند و ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارد» «كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ».
و بعد مىافزايد: «مثل او همچون قطعه سنگ صافى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (بذرهايى در آن افشانده شود) و باران درشت به آن برسد، (خاك و بذرها را بشويد) و آن را صاف رها سازد، آنها از كارى كه انجام دادهاند چيزى به دست نمىآورند» «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا». «١»
چه تعبير لطيف، رسا و گويائى؟! قطعه سنگ محكمى را در نظر بگيريد كه قشر رقيقى از خاك روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نيز در آن خاك