تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨
اما بنابر تفسير اول، ممكن است اشاره به عقيده خرافى كفار باشد كه گمان مىكردند خداوند گاهى از آسمان نازل مىشود، در حالى كه ابرها بر او سايهافكن مىباشند. «١»
و در پايان آيه، مىفرمايد: «و همه كارها به سوى خدا باز مىگردد» «وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ».
امور مربوط به ارسال پيامبران، نزول كتابهاى آسمانى و تبيين حقايق به او بازگشت مىكند همان گونه كه امر حساب و مجازات و كيفر و پاداش به او باز مىگردد.
***
نكته:
رؤيت خداوند غير ممكن است!
بى شك مشاهده حسى تنها در مورد اجسامى صورت مىگيرد كه داراى رنگ و مكان و محل است، بنابراين، در مورد ذات خداوند كه مافوق زمان و مكان است معنى ندارد.
ذات پاك او، نه در دنيا با اين چشم ديده مىشود و نه در آخرت، دلايل عقلى اين مسأله به قدرى روشن است كه ما را از شرح و بسط بىنياز مىكند.
ولى با اين حال، متأسفانه جمعى از دانشمندان اهل سنت، به استناد بعضى از احاديث ضعيف، و پارهاى از آيات متشابه اصرار بر اين دارند كه خداوند در قيامت با همين چشم ديده مىشود، در قالب جسمى در مىآيد و داراى رنگ و مكان است و بعضاً آيه مورد بحث را ناظر به اين معنى دانستهاند و شايد توجه به اين حقيقت ندارند كه چه مفاسد و مشكلاتى از اين رهگذر به وجود مىآيد.