تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠١
شأن نزول:
در اخبار اسلامى آمده است: دانشمندان يهود و نصاراى نجران نزد پيامبر صلى الله عليه و آله به گفتگو و نزاع درباره حضرت ابراهيم عليه السلام برخاستند.
يهود مىگفتند: او تنها يهودى بوده و نصارى مىگفتند: او فقط نصرانى بود (به اين ترتيب هر كدام مدعى بودند كه او از ما است تا امتياز بزرگى براى خود ثابت كنند؛ زيرا ابراهيم عليه السلام پيامبر بزرگ خدا در ميان تمام پيروان مذاهب به عظمت شناخته مىشد) آيات فوق نازل شد و آنها را در اين ادعاهاى بىاساس تكذيب كرد. «١»
تفسير:
گفتگوى اهل كتاب درباره ابراهيم عليه السلام
در ادامه بحثهاى مربوط به اهل كتاب، در اين آيات روى سخن را به آنها كرده، مىفرمايد: «اى اهل كتاب! چرا درباره ابراهيم به گفتگو و نزاع مىپردازيد (و هر كدام او را از خود مىدانيد) در حالى كه تورات و انجيل بعد از او نازل شده (و دوران او قبل از موسى عليه السلام و مسيح عليه السلام بود) آيا انديشه نمىكنيد»؟
«يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ في إِبْراهيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الإِنْجيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ».
آيا چنين چيزى معقول است كه پيامبر پيشين پيرو آئينهاى بعد از خود باشد؟
***