تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٩
تغيير شكل داده و از طرق غير عادى حوادثى به وجود آيد؟
و اگر تصور مىكنند اين موضوع با توحيد افعالى خداوند و خالقيت او و نفى شريك سازگار نيست قرآن پاسخ آن را گفته؛ زيرا در همه جا وقوع اين حوادث را مشروط به «فرمان خدا» مىكند، يعنى هيچكس به اتكاء نيروى خود، نمىتواند دست به چنين كارهائى بزند، مگر اين كه به فرمان خداوند و استمداد از قدرت بىپايان او باشد و اين عين توحيد است نه شرك.
***
٢- ولايت تكوينى
از مفاد آيه فوق و آيات مشابه آن كه در ذيل هر يك به خواست خدا اشاره خواهيم كرد، استفاده مىشود: فرستادگان و اولياى خدا به فرمان و اذن او مىتوانند به هنگام لزوم در جهان تكوين و آفرينش تصرف كنند و بر خلاف عادت و جريان طبيعى، حوادثى به وجود آورند؛
زيرا جملههاى أبْرِىءُ: «بهبودى مىبخشم» و أُحْىِ الْمَوْتى: «مردگان را زنده مىكنم» و مانند آن، كه به صورت فعل متكلم ذكر شده، دليل بر صدور اين گونه كارها از خود پيامبران است و تفسير اين عبارات، به دعا كردن پيامبران و اين كه كار آنها تنها دعا براى تحقق اين امور بوده نه غير آن، تفسير بى دليلى است، بلكه ظاهر اين عبارات اين است كه: آنان در جهان تكوين تصرف مىكردند و اين حوادث را به وجود مىآوردند.
منتهى براى اين كه كسى تصور نكند پيامبران و اولياى خدا استقلالى از خود دارند و در مقابل دستگاه آفرينش، دستگاهى بر پا ساخته.
نيز براى اين كه احتمال هر گونه شرك و دوگانه پرستى در خلقت و آفرينش بر طرف گردد، در چندين مورد از اين آيات روى كلمه «بِاذْنِ اللَّهِ» و مانند آن