تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
اختيار آن را به پدر و مادر واگذاشته، هر چند در جملههاى سابق، زمانى براى شير دادن كودك تعيين شده بود، ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او، و توافق با يكديگر مىتوانند كودك را در هر موقع مناسب از شير باز دارند، مىفرمايد: «اگر آن دو با رضايت و مشورت يكديگر بخواهند كودك را (زودتر از دو سال يا بيست و يك ماه) از شير باز گيرند گناهى بر آنها نيست» «فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما».
در واقع پدر و مادر بايد مصالح فرزند را در نظر بگيرند و با هم فكرى و توافق، و به تعبير قرآن تراضى و تشاور، براى باز گرفتن كودك از شير برنامهاى تنظيم كنند، و در اين كار از كشمكش، مشاجره و پرداختن به مصالح خود و پايمال كردن مصالح كودك بپرهيزند.
٧- گاه مىشود، مادر از حق خود در مورد شير دادن و حضانت و نگاهدارى فرزند خوددارى مىكند، و يا به راستى مانعى براى او پيش مىآيد، در اين صورت بايد چارهاى انديشيد و لذا در ادامه آيه مىفرمايد: «اگر (با عدم توانائى يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايهاى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست، هر گاه حق گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد» «وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ».
در تفسير جمله «إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ»، نظرات گوناگونى از سوى مفسران اظهار شده.
گروهى تفسير بالا را پذيرفتهاند كه انتخاب دايه به جاى مادر، پس از رضايت طرفين، بى مانع است مشروط بر اين كه اين امر سبب از بين رفتن حقوق مادر، نسبت به گذشته نشود، بلكه حق او نسبت به مدتى كه شير مىدهد طبق عادت پرداخته شود.