تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
بعضى از اقسام طلاق، اصلًا عدّه نداشته باشد.
سپس به بيان چهارمين حكم پرداخته، مىفرمايد: «و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنها است، حقوق شايستهاى قرار داده شده» «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ».
به گفته مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان»، اين جمله از كلمات عجيب، جالب و جامعى است كه فوايد بسيارى را در بر دارد «١» و در واقع بحث را به مسائل مهمترى فراتر از طلاق و عدّه كشانيده، و به مجموعه حقوق زناشويى مردان و زنان، اشاره مىكند، مىگويد: «همان طور كه براى مرد حقوقى بر عهده زنان گذارده شده، همچنين زنان حقوقى بر مردان دارند كه آنها موظف به رعايت آنند؛ زيرا در اسلام هرگز حق يك طرفه نيست، و هميشه به صورت متقابل مىباشد».
واژه «مَعْرُوف» كه به معنى كار نيك، شناخته شده، معقول و منطقى است، در اين سلسله آيات، دوازده بار تكرار شده (از آيه مورد بحث تا ٢٤١) تا هشدارى به مردان و زنان باشد كه هرگز از حق خود، سوء استفاده نكنند، بلكه با احترام به حقوق متقابل يكديگر، در تحكيم پيوند زناشويى و جلب رضاى الهى بكوشند.
و سرانجام در پنجمين حكم مىفرمايد: «و مردان بر آنها برترى دارند» «وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ».
كه در حقيقت، تكميلى است بر آنچه درباره حقوق متقابل زن و مرد قبلًا گفته شد، و مفهومش اين است: مسأله عدالت ميان زن و مرد، به اين معنى نيست كه آنها در همه چيز برابرند و بايد همراه يكديگر گام بردارند، و آيا راستى لازم است آن دو، در همه چيز مساوى باشند؟!