تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٨
رد كرد و به واسطه امانتدارى خداوند او را در آيه فوق مىستايد.
نفر دوم «فنحاص بن عازورا» است كه مردى از قريش يك دينار به او امانت سپرد، «فنحاص» در آن خيانت كرد، خداوند او را به واسطه خيانت در امانت نكوهش مىكند. «١»
بعضى گفتهاند: منظور در جمله اول، جمعى از نصارى بودند و اما كسانى كه خيانت در امانت نمودند يهود مىباشند. «٢»
اگر هر دو هم مراد باشد مانعى ندارد؛ زيرا مىدانيم، گرچه غالب آيات قرآن در مورد خاص نازل شده اما جنبه عمومى دارد و به اصطلاح مورد مخصص نخواهد بود.
تفسير:
خائنان و امينان اهل كتاب
آيات فوق، چهره ديگرى از اهل كتاب را مشخص مىكند؛ زيرا جمعى از يهود عقيده داشتند: مسئول حفظ امانتهاى ديگران نيستند، حتى حق دارند امانات آنها را تملك كنند، منطق آنها اين بود: ما اهلكتابيم، و پيامبر الهى و كتاب آسمانى او در ميان ما بوده است، بنابراين اموال ديگران براى ما احترامى ندارد، ولى همه اهل كتاب با اين طرز تفكر غير انسانى موافق نبودند، بلكه گروهى از آنان خود را موظف به پرداخت حقوق ديگران مىدانستند.