تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
اختلافات خويش قرار دهند، و بر جسم و روح نوزاد، ضربه وارد كنند.
مردان نبايد حق حضانت و نگاهدارى مادران را با گرفتن كودكان در دوران شيرخوارگى از آنها پايمال كنند، كه زيانش به فرزند رسد و مادران نيز نبايد از اين حق شانه خالى كرده و به بهانههاى گوناگون از شير دادن كودك خوددارى كرده يا پدر را از ديدار فرزندش، محروم سازند.
اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه: منظور آن است: نه پدر مىتواند حق زناشويى زن را به خاطر ترس از باردار شدن و در نتيجه زيان ديدن شير خوار، سلب كند، و نه مادر مىتواند شوهر را از اين حق به همين دليل باز دارد.
ولى تفسير اول با ظاهر آيه سازگارتر است. «١»
تعبير به «وَلَدِها» و «وَلَدِهِ» نيز براى تشويق پدران و مادران به رعايت حال كودكان شير خوار است، به علاوه، نشان مىدهد: نوزاد متعلق به هر دو مىباشد، نه مطابق رسوم جاهليت كه فرزند را فقط متعلق به پدر مىدانستند و براى مادر هيچ سهمى قائل نبودند.
٥- سپس، به حكم ديگرى مربوط به بعد از مرگ پدر مىپردازد، مىفرمايد:
«و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد» «وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ».
يعنى: آنها بايد نيازهاى مادر را در دورانى كه به كودك شير مىدهد، تأمين كنند- در اينجا بعضى احتمالات ديگر در تفسير آيه داده شده كه ضعيف به نظر مىرسد-.
٦- در ادامه آيه، سخن از مسأله باز داشتن كودك از شير به ميان آمده، و