تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
به پيشوايان الهى، پيامبر صلى الله عليه و آله و اوصياى او روشن مىسازد، و سبب مىشود مردم به حكم نياز علمى به سراغ آنها بروند، و رهبرى آنها را عملًا به رسميت بشناسند و از علوم ديگر و راهنمايىهاى مختلف آنان نيز استفاده كنند، و اين درست به آن مىماند كه در پارهاى از كتب درسى، شرح بعضى از مسائل به عهده معلم و استاد گذارده مىشود، تا شاگردان، رابطه خود را با استاد قطع نكنند و بر اثر اين نياز، در همه چيز از افكار او الهام بگيرند، و در واقع قرآن، مصداق وصيت معروف پيامبر صلى الله عليه و آله است كه فرمود: إِنِّي تارِكٌ فِيكُمُ الثِّقْلَيْنِ كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الْحَوْضَ:
«دو چيز گرانمايه را در ميان شما به يادگار مىگذارم: كتاب خدا و خاندانم و اين دو، هرگز از هم جدا نمىشوند تا در قيامت در كنار كوثر به من برسند». «١»
ه- مسأله آزمايش افراد و شناخته شدن فتنهانگيزان از مؤمنان راستين نيز فلسفه ديگرى است كه در آيه به آن اشاره شده است.
***
٣- تأويل چيست؟
درباره معنى «تأويل»، سخن بسيار گفتهاند، آنچه به حقيقت نزديكتر است اين است كه تأويل در اصل لغت به معنى «بازگشت دادن چيزى» است.
بنابراين، هر كار و يا سخنى را كه به هدف نهايى برسانيم تأويل ناميده