تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
امكانپذير است، و تنها به اتكاء قوانين مادى هرگز جنگ، ناامنى و اضطراب از دنيا بر چيده نخواهد شد؛ زيرا عالم ماده، و علاقه به آن، همواره سرچشمه كشمكشها و تصادمها است، و اگر نيروى معنوى ايمان، آدمى را كنترل نكند، صلح غير ممكن است.
بلكه مىتوان گفت: از دعوت عمومى اين آيه، كه همه مؤمنان را بدون استثناء از هر زبان و نژاد و منطقه جغرافيائى و قشر اجتماعى، به صلح و صفا دعوت مىكند، استفاده مىشود: در پرتو ايمان به خدا، تشكيل حكومت واحد جهانى كه صلح در سايه آن همه جا آشكار گردد، امكانپذير است.
اصولًا در مقابل عوامل پراكندگى (زبان و نژاد و ...) يك حلقه محكم اتصال در ميان قلوب بشر لازم است، و اين حلقه اتصال، تنها ايمان به خداست كه ما فوق اين اختلافات است.
ايمان به خدا، و تسليم در برابر فرمان او، نقطه وحدت جامعه انسانيت، و رمز ارتباط اقوام و ملتها است، و نمونه جالبى از آن را در مراسم حج مىتوان مشاهده كرد كه چگونه انسانهايى با رنگهاى مختلف، از نژادهاى متفاوت و داراى زبان، قوميت و منطقه جغرافيائى ناهماهنگ، همگى برادروار در كنار هم قرار گرفته و در آن مراسم بزرگ روحانى شركت دارند، و در نهايت صلح و صفا به هم مىنگرند، و اگر آن را با نظامى كه بر كشورهاى فاقد ايمان به خدا، حاكم است- كه چگونه ناامنى از نظر جان و مال و عرض و ناموس، حاكم مىباشد- مقايسه كنيم، تفاوت ميان جوامع با ايمان و بىايمان از نظر سلم و صلح و سلام و آرامش، روشن مىشود.
اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه: بعضى از اهل كتاب (يهود و نصارى) هنگامى كه وارد اسلام مىشدند، به بعضى از عقايد يا برنامههاى پيشين خود وفادار بودند، لذا به آنها دستور داده شد: با تمام وجود وارد اسلام شويد و