تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٧
عمومىترين و پيچيدهترين و در عين حال جالبترين قانونى است كه بر ما حكومت مىكند.
براى اين آيه، تفسير ديگرى نيز هست كه با تفسير گذشته، منافاتى ندارد و آن مسأله زندگى و مرگ معنوى است، چه اين كه مىبينيم، گاهى افراد با ايمان، كه «زندگان حقيقى» هستند از افراد بىايمان كه «مردگان واقعى» محسوب مىشوند به وجود مىآيند و گاهى به عكس، افراد بىايمان از افراد با ايمان متولد مىشوند.
قرآن زندگى و مرگ معنوى را در آيات متعددى به «كفر» و «ايمان» تعبير كرده است.
مطابق اين تفسير، قرآن مسأله به هم ريختن قانون «توارث» را كه بعضى از دانشمندان آن را از قوانين قطعى طبيعت مىدانند، اعلام مىدارد؛ زيرا انسان به خاطر داشتن آزادى اراده مانند موجودات بى جان طبيعت نيست كه تحت تأثير اجبارى عوامل مختلف باشد، و اين خود يكى از قدرتنمائىهاى خدا است كه آثار كفر را از وجود فرزندان كافر (آنها كه مىخواهند واقعاً مؤمن باشند) مىشويد، و آثار ايمان را از وجود فرزندان مؤمن (آنها كه مىخواهند واقعاً كافر باشند) از بين مىبرد، و اين استقلال اراده، كه حتى مىتواند بر زمينههاى مساعد و نامساعد ارثى پيروز گردد از ناحيه اوست.
همين معنى در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به ما رسيده است چنان كه در تفسير «الدرّ المنثور» از «سلمان فارسى» نقل شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در تفسير آيه «تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...» فرمود: يعنى مؤمن را از صلب كافر و كافر را از صلب مؤمن خارج مىسازد. «١»