تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦
«در حالى كه كار پايان يافته است» «وَ قُضِيَ الأَمْرُ».
در اين كه منظور از پايان يافتن كار، چيست؟
مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان»، آن را به معنى پايان يافتن حساب انسانها در قيامت و قرار گرفتن اهل بهشت، در بهشت، و اهل دوزخ، در دوزخ مىداند، «١» و به اين ترتيب، ناظر به آخرت خواهد بود.
در حالى كه ظاهر آيه، مربوط به اين جهان است، بنابراين بعيد نيست اشاره به نزول عذاب الهى به كافران لجوج باشد، كه در كلام «طبرسى» و ديگران نيز به عنوان يك احتمال آمده است. «٢»
و نيز ممكن است: اشاره به پايان گرفتن كار تبليغ و بيان همه حقايق باشد كه در آيه قبل، تحت عنوان بيّنات به آن اشاره شده بود، و با وجود اين، ديگر انتظار آنها، بىمعنى است و به فرض محال كه ممكن باشد خداوند و فرشتگان نزد آنها حضور يابند، نيازى به آن احساس نمىشود؛ زيرا همه چيز براى هدايت آنها به قدر كافى در اختيارشان قرار داده شده، و مطابق اين تفسير، هيچگونه تقديرى در آيه وجود ندارد، و عين الفاظ آيه گوياست، بنابراين استفهام موجود در آيه، انكارى مىباشد!
ولى جمعى از مفسران، استفهام را انكارى ندانسته و آن را يك نوع تهديد براى گنهكاران و كسانى كه پيروى از برنامههاى شيطانى كردهاند، مىدانند، خواه اين تهديد، تهديد به عذاب آخرت باشد يا دنيا، و لذا قبل از كلمه «اللَّه»، كلمه «أَمْرُ» را مقدر مىدانند كه روى هم رفته معنى آيه چنين مىشود: «آيا اينها، با اين