تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢
«أَوْلادَهُنَّ» (فرزندانشان) اشاره لطيفى به اين مطلب است.
گر چه ظاهر اين جمله، مطلق است، و زنان مطلقه و غير مطلقه را شامل مىشود، ولى جملههاى بعد نشان مىدهد: اين آيه به زنان مطلقه نظر دارد هر چند مادران ديگر نيز از چنين حقى برخوردارند، اما در صورت نبودن جدائى و طلاق، عملًا اثرى ندارد.
٢- پس از آن مىافزايد: «اين براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را كامل كند» «لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ».
يعنى مدت شير دادن طفل، لازم نيست همواره دو سال باشد، دو سال براى كسى است كه مىخواهد شير دادن را كامل كند، ولى مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعايت سلامت او اين مدت را كمتر كنند.
در رواياتى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده، دوران كامل شيرخوارگى دو سال، و كمتر از آن، بيست و يك ماه معرفى شده است. «١»
بعيد نيست اين معنى از ضميمه كردن آيه فوق با آيه: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً: «باردارى او و از شير گرفتنش، سى ماه است» «٢» نيز استفاده شود؛ زيرا مىدانيم معمولًا دوران باردارى نُه ماه است و هر گاه آن را از سى ماه كم كنيم بيست و يك ماه باقى مىماند، كه مدت معمولى شير دادن خواهد بود، بلكه با توجه به اين كه آنچه در سوره «احقاف» آمده نيز، به صورت الزامى است، مادران حق دارند با در نظر گرفتن، مصلحت و سلامت نوزاد، مدت شيرخوارگى را از بيست و يك ماه نيز كمتر كنند.