تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٣
مىكردند، تهاجم نظامى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و آيات فوق، اشاره به بخشى از تهاجم فرهنگى آنها دارد.
مىفرمايد: «گروهى از اهل كتاب گفتند: (برويد و ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ايمان بياوريد، و در پايان روز كافر شويد (و كفر خود را آشكار سازيد) شايد آنها- مؤمنان- (نيز متزلزل شده)، باز گردند» «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».
شايد منظور از آغاز و پايان روز، اين باشد كه فاصله ميان ايمان و كفر شما كوتاه باشد، اين كوتاهى فاصله، سبب خواهد شد كه بگويند: آنها اسلام را چيز مهمى خيال مىكردند، ولى از نزديك چيز ديگرى يافتند و لذا، به سرعت از آن بازگشتند.
اين توطئه در افراد ضعيف النفس اثر قابل ملاحظهاى خواهد داشت به خصوص اين كه عده مزبور از دانشمندان يهود بودند، و همه مىدانستند آنها نسبت به كتب آسمانى و نشانههاى آخرين پيامبر، آشنايى كامل دارند، و اين امر لااقل پايههاى ايمان تازه مسلمانان را متزلزل مىسازد، جمله «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» نشان مىدهد آنها اميدوار به تأثير اين نقشه بودند.
***
ولى براى اين كه پيروان خود را از دست ندهند، تأكيد كردند: ايمان شما بايد تنها جنبه صورى داشته باشد «شما جز به كسى كه (واقعاً) از آئينتان پيروى مىكند، ايمان نياوريد» «وَ لاتُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دينَكُمْ».
از بعضى از تفاسير بر مىآيد «يهودِ خيبر»، به «يهودِ مدينه» اين توصيه را كردند مبادا آنها كه نزديكتر به پيامبرند، تحت تأثير او قرار گرفته ايمان بياورند؛ زيرا گروهى از آنها عقيده داشتند نبوت تنها در نژاد يهود خواهد بود، و اگر