تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
دِيارِنا وَ أَبْنائِنا».
و به اين ترتيب، اعلام وفادارى به عهد و پيمان خود كردند، ولى با اين همه هيچ يك از نام خدا و فرمان او، حفظ استقلال و موجوديتشان، و آزادى فرزندان، نتوانست جلو پيمان شكنى آنها را بگيرد، لذا در ادامه اين آيه مىخوانيم:
«هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عده كمى همگى سرپيچى كردند و خداوند به (احوال) ستمكاران آگاه است»، مىشناسد و به آنها كيفر مىدهد «فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَليلًا مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ».
بعضى از مفسران، عده وفاداران را ٣١٣ نفر نوشتهاند، همانند سربازان وفادار اسلام در جنگ بدر. «١»
***
در هر صورت، پيامبرشان، طبق وظيفهاى كه داشت به در خواست آنها پاسخ گفت، و «طالوت» را به فرمان خدا براى زمامدارى آنان برگزيد، مىفرمايد:
«پيامبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را براى زمامدارى شما برانگيخته است» «وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً».
مطابق اين آيه، انتخاب «طالوت» به عنوان زمامدارى و فرماندهى لشكر بنىاسرائيل از سوى خدا بوده و شايد جمله قَدْ بَعَثَ: «برانگيخت» اشاره به همان چيزى باشد كه در شرح اين داستان گذشت كه حوادث غير منتظرهاى «طالوت» را به شهر آن پيامبر عليه السلام و مجلس او كشانيد، و اين انتخاب الهى صورت گرفت.
ضمناً از تعبير «مَلِكاً» چنين بر مىآيد كه «طالوت»، تنها فرمانده لشكر نبود،