تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨
حاضر و ناظر است و به حكم اين كه وجودش از هر نظر بىپايان و نامحدود است جائى از او خالى نيست و به ما از خود ما نزديكتر است؟
بنابراين، در عين اين كه محل و مكانى ندارد به همه چيز احاطه دارد، اين احاطه و حضور او نسبت به همه چيز و در همه جا به معنى علم و آگاهى او بر همه چيز است آن هم «علم حضورى»، نه «علم حصولى». «١»
***
سپس به گوشهاى از علم و قدرت خود كه در حقيقت يكى از شاهكارهاى عالم آفرينش و از مظاهر بارز علم و قدرت خدا است، اشاره كرده، مىفرمايد: «او كسى است كه شما را در رحم (مادران) آن گونه كه مىخواهد تصوير مىكند» «هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ».
«آرى هيچ معبودى جز خداوند عزيز و حكيم نيست» «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ».
صورتبندى انسان در شكم مادر، و نقش بر آب زدن در آن محيط تاريك ظلمانى، آن هم نقشهاى بديع و عجيب و پىدرپى، راستى شگفتآور است، مخصوصاً با آن همه تنوعى كه از نظر شكل و صورت و جنسيت و انواع استعدادهاى متفاوت و صفات و غرايز مختلف وجود دارد.
و اگر مىبينيم معبودى جز او نيست به خاطر همين است، كه شايسته عبوديت جز ذات پاك او نمىباشد، بنابراين، چرا بايد مخلوقاتى همچون مسيح عليه السلام مورد عبادت قرار گيرند؟ گويى اين تعبير اشاره به شأن نزولى است كه