تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
ثانياً- در تجارت و خريد و فروش معمولى، طرفين در مسير «توليد و مصرف» گام بر مىدارند، در صورتى كه رباخوار هيچ عمل مثبتى در اين زمينه ندارد.
ثالثاً- با شيوع رباخوارى سرمايهها در مسيرهاى ناسالم مىافتد و پايههاى اقتصاد كه اساس اجتماع است متزلزل مىگردد، در حالى كه تجارت صحيح موجب گردش سالم ثروت است.
رابعاً- رباخوارى منشأ دشمنىها و جنگهاى طبقاتى است، در حالى كه تجارت صحيح چنين نيست و هرگز جامعه را به زندگى طبقاتى و جنگهاى ناشى از آن سوق نمىدهد.
سپس راه را به روى توبهكاران باز گشوده، مىفرمايد: «هر كس اندرز الهى به او رسد و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق (قبل از حكم تحريم ربا) به دست آورده مال او است و كار او به خدا واگذار مىشود» و گذشته او را خدا خواهد بخشيد «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ».
«اما كسانى كه (به خيرهسرى ادامه دهند) و به رباخوارى باز گردند (و اين گناه را همچنان ادامه دهند) آنها اهل دوزخاند و جاودانه در آن مىمانند» «وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ».
در جمله قبل تصريح شده بود، اين قانون مانند هر قانون ديگر گذشته را شامل نمىشود، و به اصطلاح عطف به ما سبق نمىگردد؛ زيرا اگر قانون بخواهد زمان قبل از تشريع خود را شامل شود، مشكلات فراوانى در زندگى مردم به وجود مىآيد، به همين دليل، هميشه قوانين از زمانى كه رسميت مىيابد، اجرا مىشود.
البته معنى اين سخن آن نيست كه اگر رباخواران طلبهايى از افراد داشتند