تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥
تفسير آيهاى خوددارى كنند، و بگويند: اين آيه، از آياتى است كه جز خدا معنى نهايى آن را نمىداند، بلكه، دائماً براى كشف اسرار و معانى قرآن همگى تلاش و كوشش داشتهاند.
ثالثاً- اگر منظور اين باشد كه راسخون در علم در برابر آنچه نمىدانند، تسليم هستند، مناسبتر اين بود كه گفته شود: راسخون در ايمان چنين هستند؛ زيرا راسخ در علم بودن متناسب با دانستن تأويل قرآن است، نه با ندانستن و تسليم بودن.
رابعاً- روايات فراوانى كه در تفسير آيه نقل شده، همگى تأييد مىكند كه راسخون در علم، تأويل آيات قرآن را مىدانند، بنابراين، بايد عطف بر كلمه «اللَّه» باشد.
تنها چيزى كه در اينجا باقى مىماند اين است: از جملهاى در خطبه «اشباح» از «نهج البلاغه» استفاده مىشود كه «راسخون» در علم تأويل آيات را نمىدانند، و به عجز و ناتوانى خود معترفند، مىفرمايد:
وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْناهُمْ عَنِ اقْتِحامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ ما جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ:
«بدان راسخان در علم، كسانى هستند كه، اعتراف به عجز در برابر اسرار غيبى و آنچه از تفسير آن عاجزند، آنان را از كاوش در پيرامون آنها بىنياز ساخته است». «١»
ولى علاوه بر اين كه اين جمله، با بعضى از رواياتى كه از خود آن حضرت نقل شده- كه راسخون در علم را بر «اللَّه» معطوف دانسته و آنها را آگاه از تأويل