تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣
انسانى) در روح خود، انفاق مىكنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد، و بارانهاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مكان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حدّ كافى بهره گيرد و آن چنان رشد و نمو كند كه) ميوه خود را دو چندان دهد» «وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ».
سپس مىافزايد: «و اگر باران درشتى بر آن نبارد، لا اقل بارانهاى ريز و شبنم بر آن مىبارد» و باز هم ميوه و ثمر مىدهد و شاداب و با طراوت است «فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ». «١»
و در پايان مىفرمايد: «خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است» «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ».
او مىداند، آيا انفاق انگيزه الهى دارد يا رياكارانه است، آميخته با منت و آزار است يا محبت و احترام.
***
نكتهها:
١- از جمله لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الأَذى: «انفاقهاى خود را با منت و آزار باطل نكنيد» استفاده مىشود پارهاى از اعمال ممكن است نتايج اعمال نيك را از بين ببرد، و اين همان مسأله احباط است كه شرح آن در ذيل آيه ٢١٧ همين سوره گذشت.
***
٢- تشبيه عمل رياكارانه به قطعه سنگى كه قشر نازكى از خاك روى آن را