تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
جالوت را كشت» «وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ».
در اينجا چگونگى كشته شدن آن پادشاه ستمگر به دست داود جوان و تازه كار در جنگ، تشريح نشده، ولى همان گونه كه در شرح داستان آمد، با فلاخنى كه در دست داشت، يكى دو سنگ آن چنان ماهرانه پرتاب كرد كه درست بر پيشانى و سر «جالوت» كوبيده شد، و در آن فرو نشست و فريادى كشيد و فرو افتاد، و ترس و وحشت تمام سپاه او را فرا گرفت و به سرعت فرار كردند، گويا خداوند مىخواست قدرت خويش را در اينجا نشان دهد كه: چگونه پادشاهى با آن عظمت و لشكرى انبوه به وسيله نوجوان تازه به ميدان آمدهاى، آن هم با يك سلاح ظاهراً بى ارزش، از پاى در مىآيد.
آن گاه مىافزايد: «خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد و از آنچه مىخواست به او تعليم داد» «وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ».
ضمير در اين دو جمله به «داود» برمىگردد كه در واقع فاتح اين جنگ بود.
گر چه در اين آيه تصريح نشده كه اين «داود» همان داود، پيامبر بزرگ بنىاسرائيل، پدر سليمان است، ولى جمله «آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ»، نشان مىدهد او به مقام نبوت رسيد؛ زيرا اين گونه تعبيرات معمولًا درباره انبياى الهى است به خصوص كه شبيه اين تعبير در آيه ٢٠ سوره «ص» درباره داود عليه السلام آمده است: وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ: «پايه حكومت او را محكم ساختيم و به او دانش و تدبير داديم».
از رواياتى كه در تفسير اين آيه، نقل شده، نيز به روشنى استفاده مىشود: او همان داود عليه السلام، پيامبر بنىاسرائيل است.
اين تعبير ممكن است اشاره به علم تدبير كشوردارى و ساختن زره و وسائل جنگى و مانند آن باشد كه داود عليه السلام در حكومت بسيار عظيم خود به آن