تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦
ولى احتمال اول، كه آيه، سه هدف جداگانه را براى جنگ تعقيب كند قوىتر به نظر مىرسد.
درست است كه شرك، يكى از مصاديق فتنه است ولى «فتنه» مفهومى گستردهتر از شرك دارد.
و درست است كه شرك يكى از مصاديق ظلم است، ولى «ظلم» مفهوم وسيعترى دارد، و اگر گاهى تفسير به شرك شده بيان يك مصداق است.
به اين ترتيب، جهاد اسلامى نه به خاطر فرمانروائى در زمين و كشورگشايى، نه به منظور به چنگ آوردن غنائم و نه تهيه بازارهاى فروش يا تملك منابع حياتى كشورهاى ديگر، يا برترى بخشيدن نژادى بر نژاد ديگر است، بلكه:
هدف يكى از سه چيز است: خاموش كردن آتش فتنهها و آشوبها كه سلب آزادى و امنيت از مردم مىكند، همچنين محو آثار شرك و بتپرستى، و نيز مقابله با متجاوزان و ظالمان و دفاع در برابر آنان است.
***
نكتهها:
١- مسأله جهاد در اسلام
در بسيارى از مذاهب انحرافى، جهاد، به هيچ وجه وجود ندارد و همه چيز بر محور توصيهها، نصايح و اندرزها دور مىزند، حتى، بعضى هنگامى كه مىشنوند جهاد مسلحانه، يكى از اركان برنامههاى اسلامى است در تعجب فرو مىروند كه مگر دين مىتواند، توأم با جنگ باشد.
اما با توجه به اين كه هميشه افراد زورمند و خودكامه، فرعونها، نمرودها و قارونها- كه اهداف انبياء را مزاحم خويش مىديدهاند- در برابر آن ايستاده و