تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
٧ هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ
ترجمه:
٧- او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد؛ كه قسمتى از آن، آيات «محكم» (صريح و روشن) است؛ كه اساس اين كتاب مىباشد؛ و قسمتى از آن، «متشابه» است. اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير (نادرستى) براى آن مىطلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند. (آنها كه به دنبال درك اسرار آيات قرآناند) مىگويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست». و جز صاحبان عقل، متذكر نمىشوند.
شأن نزول:
در تفسير «نور الثقلين»، جلد اول، صفحه ٣١٣ از كتاب «معانى الاخبار» از امام باقر عليه السلام حديثى به اين مضمون نقل شده: چند نفر از يهود به اتفاق «حيىّ بن اخطب» و برادرش، خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمدند و حروف مقطعه «الم» را دستآويز خود قرار داده، گفتند: طبق حساب ابجد، «الف» مساوى يك و «لام»