تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
حيات تكرار گردد؟!
جمله «لَبِثْتُ يَوْماً وْ بَعْضَ يَوْمٍ»، نشان مىدهد: موقع مرگ و زنده شدنِ آن پيامبر در دو ساعت مختلف از روز بوده، مثلًا مرگ او پيش از ظهر بوده و زنده شدنش بعد از ظهر و لذا به شك افتاد كه: آيا يك شبانه روز بر او گذشته يا تنها چند ساعتى از يك روز؟ به همين دليل، با ترديد گفت: يك روز يا قسمتى از يك روز، ولى به زودى به او خطاب شد: نه، بلكه يكصد سال در اينجا ماندهاى.
پس از آن براى اين كه آن پيامبر، اطمينان بيشترى به اين مسأله پيدا كند، به او دستور داده شد كه به غذا و نوشيدنى كه همراه داشته و همچنين مركب سوارىاش نگاهى بيفكند كه اولى كاملًا سالم مانده بود و دومى به كلى متلاشى شده بود، تا هم گذشت زمان را مشاهده كند، و هم قدرت خدا را بر نگهدارى هر چه اراده داشته باشد.
مىفرمايد: به او گفته شد: «پس حالا نگاه كن به غذا و نوشيدنىات! (كه همراه داشتى ببين كه با گذشت سالها) هيچگونه تغييرى نيافته» «فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْيَتَسَنَّهْ». «١»
«لَمْيَتَسَنَّهْ» از ماده «سَنَه» به معنى سال است، يعنى سال بر آن نگذشته است ولى در اينجا كنايه از عدم تغيير و فاسد نشدن است، يعنى به آنها نگاه كن كه با گذشت آن همه سال، گويى سال و زمانى بر آن نگذشته و تغييرى در آن حاصل نشده، اشاره به اين كه: خدايى كه مىتواند غذا و نوشيدنى تو را كه قاعدتاً بايد زود فاسد گردد، به حال اول نگه دارد، زنده كردن مردگان براى او مشكل نيست؛ زيرا ادامه حياتِ چنين غذاى فاسدشدنى كه عمر آن معمولًا بسيار كوتاه است،