تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
ولى گفته مىشود: جملههاى آينده اين آيه نشان مىدهد: منظور از جمله «وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ»، بعضى از پيامبران پيشين مانند ابراهيم عليه السلام و امثال او بوده؛ زيرا به صورت فعل ماضى مىفرمايد: وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِم: «اگر خدا مىخواست امت اين پيامبران بعد از آنان به جنگ و ستيز با هم بر نمىخاستند».
سپس به سراغ امتياز حضرت مسيح عليه السلام رفته مىفرمايد: «ما به عيسى بن مريم نشانههاى روشن داديم، و او را با روح القدس تأييد كرديم» «وَ آتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ».
نشانههاى روشن، اشاره به معجزاتى مانند شفاى بيمارانِ غير قابل علاج و احياى مردگان، و معارف عالى دينى است.
منظور از «روح القدس» پيك وحى خداوند يعنى جبرئيل، يا نيروى مرموز معنوى خاصى است، كه در «اولياء اللَّه» با تفاوتهايى وجود دارد- و در تفسير آيه ٨٧ سوره «بقره»، مشروحاً بحث شد- و اگر در اينجا تأييد به روح القدس را درباره حضرت مسيح عليه السلام بيان فرموده به خاطر آن است كه سهم بيشترى نسبت به بسيارى از پيامبران، در او بوده است.
و در ادامه آيه، به وضع امتها و اختلافات آنها بعد از انبياء اشاره كرده، مىفرمايد: «اگر خدا مىخواست كسانى كه بعد از آنان بودند- پس از آن كه آن همه نشانههاى روشن براى آنان آمد- به جنگ و ستيز با يكديگر نمىپرداختند» «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ».
يعنى اگر خدا مىخواست، قدرت داشت كه آنها را به اجبار از جنگ و ستيز باز دارد ولى، سنت الهى بر اين بوده و هست كه مردم را در انتخاب راه آزاد