تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
سلول، به چهار سلول و به همين ترتيب تمام سلولهاى بدن انسان به وجود آمدند.
بنابراين، هر يك از سلولهاى بدن انسان، شعبهاى از سلول نخستين مىباشد كه اگر همانند او پرورش بيابد، انسانى شبيه به او از هر نظر خواهد ساخت كه عين صفات او را دارا باشد. «١»
***
اكنون با در نظر گرفتن مقدمات سهگانه فوق، به پاسخ اصل ايراد مىپردازيم:
آيات قرآن صريحاً مىگويد: آخرين ذراتى كه در بدن انسان در هنگام مرگ وجود دارد روز قيامت به همان بدن باز مىگردد. «٢»
بنابراين، اگر انسان ديگرى، از او تغذيه كرده، اين اجزاء از بدن تغذيه كننده خارج شده و به بدن صاحب اصلى بر مىگردد، تنها چيزى كه در اينجا خواهد بود اين است كه: لابد بدن دوم ناقص مىشود، ولى بايد گفت در حقيقت ناقص نمىشود بلكه كوچك مىشود؛ زيرا اجزاى بدن اولى در تمام بدن دوم پراكنده شده بود، به هنگامى كه از او گرفته شد به همان نسبت مجموع بدن دوم لاغر و كوچكتر مىشود، مثلًا يك انسان شصت كيلوئى چهل كيلو از وزن بدن خود را كه مال ديگرى بوده از دست خواهد داد و تنها بدن كوچكى به اندازه كودكى از او باقى مىماند.
ولى آيا اين موضوع مىتواند مشكلى ايجاد كند؟ مسلماً نه؛ زيرا اين بدن كوچك تمام صفات شخص دوم را بدون كم و كاست در بر دارد و به هنگام