تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠٣
در اينجا خداوند ابراهيم عليه السلام را به عنوان «حنيف» توصيف نموده؛ زيرا او بود كه پردههاى تقليد و تعصب را دريد، و در زمان و محيطى كه غرق بتپرستى بود هرگز در برابر بت سجده نكرد.
ولى از آنجا كه بتپرستان زمان جاهليتِ عرب، نيز خود را بر دين حنيف ابراهيم عليه السلام معرفى مىكردند، و اين سخن به قدرى شايع شده بود كه يهود و نصارى آنها را «حُنَفاء» مىگفتند (به اين ترتيب حنيف درست معنايى بر ضد معناى اصليش پيدا كرده بود، و با بتپرستى مرادف شده بود) خداوند پس از توصيف ابراهيم عليه السلام به عنوان «حنيف و مسلم»، مىفرمايد: «او هرگز از مشركان نبود» «وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ».
تا هر گونه ارتباطى ميان ابراهيم عليه السلام و بتپرستان عرب را نفى كند.
سؤال:
ممكن است گفته شود: اگر ابراهيم عليه السلام را نتوانيم پيرو آئين موسى عليه السلام و مسيح عليه السلام معرفى كنيم به طريق اولى نمىتوانيم او را مسلمان بدانيم؛ زيرا او هزاران سال قبل از ظهور اسلام و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است؟ پس چرا قرآن او را به عنوان مُسْلِم معرفى كرده است؟
پاسخ اين سؤال از نكتهاى كه قبلًا نيز به آن اشاره كردهايم روشن مىشود كه «مُسْلِم» در اصطلاح قرآن به معنى خصوص پيروان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيست، بلكه اسلام به معنى وسيع كلمه، همان تسليم در برابر فرمان حق و توحيد كامل و خالى از هر گونه شرك و بتپرستى است، كه ابراهيم عليه السلام پرچمدار آن بود.
***
بر اين اساس، معلوم شد ابراهيم عليه السلام پيرو هيچ يك از اين آئينها نبوده، تنها چيزى كه در اينجا باقى مىماند اين است: چه كسانى مىتوانند رابطه و پيوند