تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
عميقتر شد و به قلب عارض شد، «نَوْم» گفته مىشود.
جمله «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» تأكيدى است بر حىّ و قَيّوم بودن خداوند؛ زيرا قيام كامل مطلق به تدبير امور عالم هستى، در صورتى است كه حتى يك لحظه غفلت در آن نباشد، و لذا هر چيز كه با اصل قيّوميت خداوند سازگار نباشد، خود به خود از ساحت مقدس او، منتفى است حتى ضعيفترين عاملى كه موجب سستى در كار او باشد، مانند خواب سبك كه در ذات پاك او نيست.
اما اين كه: چرا «سِنَةٌ» بر «نَوْم»، مقدم داشته شده- با اين كه قاعدتاً فرد قوىتر را جلوتر ذكر مىكنند، و سپس به فرد ضعيف اشاره مىنمايند- به خاطر اين است كه از نظر ترتيب طبيعى، نخست، «سِنَة» (خواب سبك) دست مىدهد و سپس عميقتر شده تبديل به «نَوْم» مىگردد.
به هر حال، اين جمله، اشاره به اين حقيقت است كه فيض و لطف تدبير خداوند دائمى است، و لحظهاى قطع نمىگردد، و همچون بندگان نيست كه بر اثر خوابهاى سبك و سنگين، يا عوامل ديگر، غافل شود.
ضمناً تعبير به لا تَأْخُذُهُ: «او را نمىگيرد» در مورد خواب، تعبير جالبى است كه چگونگى تسلط خواب را بر انسان مجسم مىسازد، گوئى خواب همچون موجود قوى پنجهاى است كه انسان را در چنگال خود اسير و گرفتار مىسازد، و ناتوانى قوىترين انسانها به هنگام بىتابى در برابر آن كاملًا محسوس است. «١»
سپس به مالكيت مطلقه خداوند اشاره كرده، مىفرمايد: «آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست» «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ».
و اين در واقع پنجمين وصف از اوصاف الهى است كه در اين آيه آمده؛