تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٧
٧٥ وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
٧٦ بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ
ترجمه:
٧٥- و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مىگردانند؛ و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمىگردانند؛ مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلط) باشى. اين به خاطر آن است كه مىگويند: «ما در برابر امّيين (غير يهود) مسئول نيستيم». و بر خدا دروغ مىبندند؛ در حالى كه مىدانند (اين سخن دروغ است).
٧٦- آرى، كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مىدارد؛ زيرا) خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.
شأن نزول:
اين آيه، درباره دو نفر از يهود نازل گرديده كه يكى امين و درستكار، و ديگرى خائن و پست بود نفر اول «عبداللَّه بن سلام» بود كه مرد ثروتمندى ١٢٠٠ اوقِيِّه «١» طلا نزد او به امانت گذارد، عبداللَّه همه آن را به موقع به صاحبش