تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٤
الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ».
و به اين ترتيب، مسأله تغيير تدريجى شب و روز، كوتاه شدن شب در نيمى از سال، كه از آن تعبير به داخل شدن شب در روز شده است و بلند شدن شبها در نيم ديگر (دخول روز در شب) و همچنين خارج شدن موجودات زنده از مرده، و موجودات مرده از زنده، و روزىهاى فراوانى كه نصيب بعضى از افراد مىشود، هر يك نشانه بارزى از قدرت مطلقه اوست.
***
نكتهها:
١- تغييرات شب و روز
«وُلُومين به خاطر وجود طبقات «جوّ» در اطراف اين كره به صورت ناگهانى ايجاد نمىشود، بلكه روز، به تدريج از فجر و فلق شروع شده و گسترده مىگردد و شب از شفق و سرخى طرف مشرق به هنگام غروب آغاز، و تدريجاً تاريكى همه جا را مىگيرد.
تدريجى بودن تغيير شب و روز، به هر معنى كه باشد آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات كره زمين دارد؛ زيرا پرورش گياهان و بسيارى از جانداران در پرتو نور و حرارت تدريجى آفتاب، صورت مىگيرد، به اين معنى كه از آغاز بهار (در هر جا) كه نور و حرارت، روز به روز، افزايش مىيابد، گياهان و بسيارى از حيوانات هر روز مرحله تازهاى از تكامل خود را طى مىكنند و چون با گذشت زمان، نور و حرارت بيشترى لازم دارند و اين موضوع به وسيله تغييرات تدريجى شب و روز تأمين مىگردد، مىتوانند به نقطه نهايى تكامل خود برسند.