تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
(بتها) را به خاطر آن مىپرستيم كه در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند همان گونه كه در آيه ٣ سوره «زمر» آمده است: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى».
در حقيقت با يك استفهام انكارى مىگويد: هيچ كس بدون فرمان خدا نمىتواند در پيشگاه او شفاعت كند، و اين جمله نيز تأكيدى است بر قيوميت خداوند و مالكيت مطلقه او نسبت به تمامى موجودات عالم.
يعنى: اگر مىبينيد كسانى در پيشگاه خدا شفاعت مىكنند (مانند انبياء و اولياء) دليل بر آن نيست كه آنها مالك چيزى هستند و استقلال در اثر دارند، بلكه اين مقام شفاعت را نيز خدا به آنها بخشيده، بنابراين، چون شفاعت آنان، به فرمان خدا است، دليل ديگرى بر قيوميت و مالكيت او محسوب مىشود.
در هفتمين توصيف مىفرمايد: «آنچه را پيش روى آنها (بندگان) و پشت سر آنها است مىداند و از گذشته و آينده آنان آگاه است» «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ».
اين جمله دليلى است بر آنچه در جمله قبل پيرامون شفاعت آمده بود، يعنى خداوند از گذشته و آينده شفيعان آگاه است و آنچه بر خود آنها نيز پنهان است مىداند، بنابراين، آنها نمىتوانند موضوع تازهاى درباره كسانى كه مىخواهند از آنها شفاعت كنند به پيشگاه خدا عرضه بدارند تا توجه او را به شفاعتشدگان جلب كنند.
توضيح اين كه: در شفاعتهاى معمولى، شفاعت كننده از يكى از دو طريق وارد مىشود:
يا اطلاعاتى درباره شايستگى و لياقت شفاعت شونده در اختيار آن شخص بزرگ مىگذارد، و از وى مىخواهد كه در حكمش تجديد نظر كند.