تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠
بعد از سه مرتبه طلاق، با ازدواج ديگرى از هم جدا شوند تا هر يك زندگى دلخواه خود را پيش گيرد، و مسأله ازدواج كه امر مقدسى است دستخوش تمايلات شيطانى همسر اول نشود.
ولى در عين حال، اگر زن از همسر دوم هم جدا شد، راه بازگشت به روى آن دو بسته نيست. و نكاح آنها مجدداً حلال مىشود، و لذا نام مُحَلِّل به همسر دوم دادهاند.
بر اساس آنچه گفته شد اين نكته به خوبى روشن مىشود: بحث از ازدواج واقعى و جدى است، و اگر كسى از اول قصد ازدواج دائم نداشته باشد، و تنها صورت سازى كند تا عنوان مُحَلِّل حاصل شود، چنين ازدواجى باطل است و هيچ اثرى براى حلال شدن زن به شوهر اول، نخواهد داشت و حديث معروفى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در بسيارى از كتب تفسير نقل شده: لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَلِّلَ وَ الْمُحَلَّلَ لَهُ: «خداوند لعنت كند محلّل و آن كسى را كه محلّل براى او اقدام مىكند» «١» ممكن است اشاره به همين ازدواجهاى صورى و ساختگى باشد.
بعضى گفتهاند: اگر ازدواجِ دائمىِ جدى بكند، ولى نيّتش اين باشد كه راه را براى بازگشت زن، به شوهر اول هموار سازد، ازدواج او باطل است و آن زن به شوهر اول حلال نمىشود.
بعضى نيز گفتهاند: اگر قصد او ازدواج جدى بوده باشد هر چند هدف نهاييش گشودن راه براى همسر اول باشد، آن ازدواج صحيح است، هر چند مكروه مىباشد، به شرط اين كه چنين مطلبى جزء شرايط عقد ذكر نشود.
و از اينجا روشن مىشود، هياهوى بعضى از مغرضان و بىخبران كه بدون