تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤
مىكنند و با تراشيدن سر از احرام بيرون مىآيند.
و همان روز يا بعد از آن به «مكّه» باز مىگردند و طواف خانه خدا و نماز طواف و سعى صفا و مره و طواف نساء و نماز طواف نساء به جا مىآورند و در روزهاى يازدهم و دوازدهم به سه ستون مخصوص در منى كه «جمرات» نام دارد يكى پس از ديگرى هفت بار سنگ مىزنند و شبهاى يازدهم و دوازدهم در سرزمين منى مىمانند.
به اين ترتيب، مراسم حج- كه هر كدام زنده كننده يك خاطره تاريخى است و كنايات و اشاراتى به مسائل مربوط به تهذيب نفس و فلسفههاى اجتماعى است- انجام مىدهند كه فلسفه هر كدام در آيات مناسب تشريح خواهد شد. «١»
***
٣- چرا بعضى حج تمتّع را به فراموشى سپردهاند؟
ظاهر آيه فوق اين است: وظيفه كسانى كه مقيم «مكّه» نيستند، حج تمتع مىباشد (حجى كه با عمره شروع مىشود، و بعد از اتمام مراسم عمره از احرام بيرون مىآيند، و مجدداً براى حج احرام مىبندند و مراسم حج را به جا مىآورند) و هيچ گونه دليلى به نسخ اين آيه در دست نيست و روايات زيادى در كتب شيعه و اهل تسنن در اين زمينه وارد شده است از جمله محدثان معروفى از اهل سنت مانند «نسائى» در كتاب «سُنَن» خود، و «احمد» در كتاب «مسند» و «ابن ماجه» در «سُنَن»، و «بيهقى» در «سنن الكبرى»، و «ترمذى» در «صحيح» خود و «مسلم» نيز در كتاب معروف خود، روايات فراوانى در مورد حج تمتع نقل كردهاند كه اين حكم نسخ نشده و تا روز قيامت باقى است.
بسيارى از فقهاى اهل سنت نيز آن را افضل انواع حج مىدانند هر چند