تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢٠
جز كسب قدرت ندارند.
پس از آن در ادامه همين آيه، منطق اين گروه را در مورد غصب اموال ديگران بيان مىكند، مىفرمايد: «اين به خاطر آن است كه آنها مىگويند: ما در برابر امِّيِّين (غير اهل كتاب) مسئول نيستيم» «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبيلٌ».
«أُمِّيِّين» به معنى افراد درس نخوانده و بى سواد است، ولى منظور آنها مشركان عرب و اعراب بود كه معمولًا از خواندن و نوشتن آگاهى نداشتند، و يا اين كه منظور آنها تمام كسانى بود كه از خواندن تورات و انجيل بىبهره بودند.
آرى، آنها با اين خود برتربينى و امتياز دروغين، به خود حق مىدادند كه اموال ديگران را به هر اسم و عنوان، تملك كنند.
بى شك اين منطق از اصل خيانت آنها در امانت، به مراتب بدتر و خطرناكتر بود؛ زيرا اگر افراد خائن، كار خود را غلط بدانند، لااقل مرتكب يك گناهاند اما اگر در اين كار، خود را صاحب حق بدانند گناه بزرگترى مرتكب شدهاند.
قرآن مجيد در پاسخ آنها در پايان همين آيه با صراحت مىگويد: «آنها بر خدا دروغ مىبندند در حالى كه مىدانند» «وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ».
آنها به خوبى مىدانستند كه در كتب آسمانيشان به هيچ وجه اجازه خيانت در امانتهاى ديگران به آنان داده نشده، در حالى كه آنها براى توجيه اعمال ننگين خويش چنين دروغهايى را مىساختند و به خدا نسبت مىدادند.
***
آيه بعد، ضمن نفى كلام اهل كتاب كه مىگفتند: لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ