تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
الهى و قوانين صحيح كه بتواند به اختلافات پايان دهد، و سلامت جامعه و سلامت انسانها را تأمين كند آمادگى پيدا كردند. به همين دليل به دنبال آن مىفرمايد: «خداوند با آنها كتاب آسمانى به حق نازل كرد تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند حكومت كند» «وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ».
و به اين ترتيب، ايمان به انبياء، و تمسك به تعليمات آنها و كتب آسمانى، آبى بر آتش اختلافات فرو ريخت و آن را خاموش ساخت (و اين مرحله پنجم بود).
اين وضع، مدتى ادامه يافت ولى كم كم وسوسههاى شيطانى و امواج خروشان هواى نفس، كار خود را در ميان گروهى كرد و با تفسيرهاى نادرست، تعليمات انبياء، كتب آسمانى و تطبيق آنها بر خواستههاى دلشان، پرچم اختلاف را بار ديگر برافراشتند ولى اين اختلاف، با اختلافات پيشين فرق داشت، سرچشمه اختلافات پيشين جهل و بى خبرى بود كه با بعثت انبياء و نزول كتب آسمانى بر طرف گرديد.
در حالى كه سرچشمه اختلافات بعد، همان ستمگرى، لجاجت و انحراف آگاهانه از راه حق و در يك كلمه «بَغْى» بود، و لذا در ادامه اين آيه مىفرمايد: «در آن اختلاف نكردند مگر كسانى كه كتاب آسمانى را دريافت داشته بودند و بينات و نشانههاى روشن به آنها رسيده بود، آرى آنها به خاطر انحراف از حق و ستمگرى در آن اختلاف كردند» «وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلَّا الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ». (و اين مرحله ششم بود).
در اينجا مردم به دو گروه تقسيم شدند، مؤمنان راستين كه در برابر حق تسليم بودند، آنها براى پايان دادن به اختلافات جديد به كتب آسمانى و