تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
٦- «بدهكار بايد از خدا بپرهيزد و چيزى را فروگذار نكند» «وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً».
٧- «هر گاه كسى كه حق بر ذمه او است (بدهكار) سفيه يا (از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) باشد و يا (به خاطر لال بودن) توانائى بر املاء كردن ندارد، بايد ولىّ او املاء كند» «فَإِنْ كانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ».
بنابراين، در مورد سه طايفه، «ولىّ» بايد املاء كند: كسانى كه سفيهاند و نمىتوانند ضرر و نفع خويش را تشخيص دهند، و امور مالى خويش را سر و سامان بخشند (هر چند ديوانه نيستند).
كسانى كه از نظر فكرى ضعيفاند يا مانند كودكان كم سن و سال و پيران فرتوت و كم هوش يا ديوانهها و افراد گنگ و لال.
و يا كسانى كه توانايى املاء كردن را ندارند هر چند گنگ نباشند.
از اين جمله، احكام ديگرى نيز به طور ضمنى استفاده مىشود، از جمله ممنوع بودن تصرفات مالى سفيهان و ضعيفالعقلها و همچنين مسأله جواز دخالت ولىّ در اين گونه امور.
٨- «ولىّ» نيز بايد در املاء و اعتراف به بدهى كسانى كه تحت ولايت او هستند، «عدالت را رعايت كند» «بِالْعَدْلِ».
نه چيزى بيش از حق آنها بگويد و نه به زيان آنها گام بردارد.
٩- سپس اضافه مىكند: «علاوه بر اين، دو شاهد بگيريد» «وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ». «١»