تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
داشته باشند، و به تعبير ديگر: معمولِ نيازمندانِ عادى اصرار در سؤال است اما آنها يك نيازمند عادى نيستند.
بر اين اساس اگر قرآن مىگويد: «آنها با اصرار سؤال نمىكنند» مفهومش اين نيست كه بدون اصرار سؤال مىكنند، بلكه مفهومش اين است آنها فقير عادى نيستند تا سؤال كنند؛ زيرا سؤال آنها معمولًا توأم با اصرار و الحاف است، به قرينه اين كه مىگويد: «آنها را از سيمايشان بايد شناخت» نه از سؤالشان و الّا جمله «يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» مفهومى نداشت.
احتمال ديگرى در تفسير اين آيه نيز هست، و آن اين كه آنها در حال عادى هرگز سؤال نمىكنند، و هر گاه اضطرارِ شديد، آنها را مجبور به اظهار حال خود كند، هرگز اصرار نمىورزند.
بعضى نيز گفتهاند: منظور اين است كه آنها در ترك سؤال كردن اصرار دارند. (ولى اين احتمال خلاف ظاهر آيه است).
و در پايان آيه، باز، همگان را به انفاق از هر گونه خيرات تشويق كرده، مىفرمايد: «و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد خداوند از آن آگاه است» «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ».
اين جمله، براى تشويق انفاقكنندگان است، خصوصاً انفاق به افرادى كه داراى عزت نفس و طبع بلندند، و چه بسا در اين موارد بخششهايى در پوشش غير انفاق، ولى در واقع به قصد انفاق، صورت مىگيرد، تا طرف مقابل ناراحت نشود، مسلماً خداوند از اين نيات پنهانى آگاه است، و آنها را به تناسب نيت و زحماتشان بهرهمند مىسازد.
***