تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
به فرمان خدا آنها را آزمايش و تصفيه كند، گفت:
به زودى در مسير خود به رودخانهاى مىرسيد، خداوند به وسيله آن شما را آزمايش مىكند، كسانى كه از آن بنوشند و سيراب شوند از من نيستند، و آنها كه جز مقدار كمى ننوشند از من هستند!
همين كه چشم آنها به نهر آب افتاد، خوشحال شدند و به سرعت خود را به آن رسانيدند و سيراب گشتند. تنها عده معدودى بر سر پيمان باقى ماندند.
«طالوت» متوجه شد لشكر او از اكثريتى بى اراده و سست عهد و اقليتى از افراد با ايمان تشكيل شده است، از اين رو، اكثريت بى انضباط و نافرمان را رها كرد و با همان جمع قليل با ايمان، از شهر بيرون آمد و به سوى ميدان جهاد پيش رفت.
سپاه كوچك «طالوت» از كمى نفرات متوحش شده به «طالوت» گفتند: ما توانائى در برابر اين سپاه قدرتمند را نداريم اما آنها كه ايمان راسخ به رستاخيز داشتند و دلهايشان از محبت خدا لبريز بود، از زيادى و نيرومندى سپاه دشمن و كمى عده خود نهراسيدند، با كمال شجاعت به «طالوت» گفتند:
تو آنچه را صلاح مىدانى فرمان ده، ما نيز همه جا همراه تو خواهيم بود و به خواست خدا با همين عدد كم با آنها جهاد خواهيم كرد، چه بسا جمعيتهاى كم كه به اراده پروردگار بر جمعيتهاى زياد پيروز شدند و خدا با استقامت كنندگان است.
«طالوت» با آن عده كم اما مؤمن و مجاهد، آماده كارزار شد، آنها از درگاه خداوند در خواست شكيبائى و پيروزى كردند، همين كه آتش جنگ شعلهور شد، «جالوت» از لشكر خويش بيرون آمد و در بين دو لشكر مبارز طلبيد، صداى رعبآور وى دلها را مىلرزاند و كسى را جرأت ميدان رفتن او نبود. در